جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

730

تحفة الملوك ( فارسى )

آن‌ها امكن و اسهل و آسان‌تر است ، و على هذا القياس ساير مفاسد و مصايب و خساراتى كه - چنان‌كه معلوم است و بر عقلا مخفى نيست و ديده مىشود - همگى از لوازم سفر و حركت نمودن از محل سكنى و اقامه و دور شدن از وطن است . و از اين‌جا است كه وارد شده است كه « السفر قطعة من العذاب و قطعة من السقر » « 1 » و وارد شده است كه « لا ينبغى للعاقل ان يكون ظاعنا الا فى ثلث مرمة لمعاش او تزود لمعاد او لذة فى غير محرم » « 2 » ، يعنى سزاوار و نيكو نيست از براى شخص عاقل آن‌كه بوده باشد كوچ‌كننده و بيرون‌رونده از وطن و محل اقامهء خود مگر به جهت سه امر : يكى اصلاح معاش و يكى توشه برداشتن از براى آخرت و معاد و يكى لذت بردن در غير امر حرام . پس سفر نمودن در غير اين سه امر [ را ] از جهل و از آثار جهل دانسته‌اند . و وارد شده است ايضا كه « من سعادة المرء المسلم ان يكون كسبه فى باب داره » « 3 » ، يعنى از جملهء سعادت و راحت شخص مسلمان آن است كه بوده باشد كسب او در در خانهء او . پس مرمّت و اصلاح معاشى كه در وطن و بلد اقامه باشد ترجيح داده شده است بر آن‌كه در سفر و در خارج از وطن باشد و آن‌كه از خارج است آن را از اسباب شقاوت و تعب دانسته‌اند . و لكن با وجود اين مفاسد مذكوره ، در ضمن سفر فوايد و منافع بسيارى ايضا مىباشد ؛ مثل تفرج هموم و دفع غمومى كه در وطن از بسيارى ماندن از براى نفس اين‌كس به‌هم مىرسد و مثل اكتساب معيشت و وسعتى كه در وطن از براى او حاصل نمىشود و تحصيل عزت و محبت در قلوب اقارب و احبا كه بدون مفارقت از ايشان دست به‌هم نمىدهد ، بلكه منقلب به ذلت و عداوت مىگردد و تحصيل علم و كمال و آدابى كه غالبا در سفر و از صحبت اماجد و اكابر و از تجربه و دورى از مألوفات وطنيه ، كه شاغل و صارف قلب است ، حاصل مىشود و رسيدن به خدمت انبيا و اوليا و علما و صلحا و اتقيا و تبرك نمودن به رؤيت و صحبت ايشان ، كه

--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 197 ، رقم 894 ، باب النوادر ، ح 2 ؛ اين حديث قسمت اول آن ، يعنى « السفر قطعة من العذاب » هم در منابع شيعى هست چنان‌كه آدرس داده شد و هم در منابع اهل سنت . ولى « قطعة من السقر » را پيدا نكردم در منابع شيعى و نه در منابع اهل سنت . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 257 ، رقم 822 ، باب النوادر ، ح 2 . ( 3 ) . خصال ، ج 1 ، ص 159 ، باب الثلاثة ، رقم 207 ، با اندكى اختلاف و الراوندى ، النوادر ، ص 55 ، رقم 93 .